خرید بک لینک
مثل خیلی های دیگه حرف دل می نویسم.نه! افکارم رو هم بهش اضافه کنید.فکر کنم گاهی خاطرات روزانه هم بنویسم .کلا" می نویسم!
راستی لینک نکنید که لینک بشید چون لینک نمی کنم
هر کس رو که از وبلاگش خوشم لباد لینک می کنم فقط

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:49

دوستان نیازی نیست نظرتونو خصوصی کنید

مخصوصا هنگام انتقاد از من

من مشکلی ندارم بلند بگید

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 3:18

مثل خیلی های دیگه حرف دل می نویسم.نه! افکارم رو هم بهش اضافه کنید.فکر کنم گاهی خاطرات روزانه هم بنویسم .کلا" می نویسم!
راستی لینک نکنید که لینک بشید چون لینک نمی کنم
هر کس رو که از وبلاگش خوشم لباد لینک می کنم فقط


برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 3:18

اسمشو نمی دونم بیماریه یه کم خوابیه یا ... من هرشب از همه عصبانی ام و تصمیم می گیرم هیچ کسو نبخشم فردا صبح نظرم عوض می شه نمی دونم با این بی ثباتی چه کنم؟ خیلی معمولی نیست به نظرمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 20:52

دنیای ما جاییه که اگه یه آدم فقیر رو.حرفش بمونه می گن لجبازه 

اما اگه یه آدم پولدار رو حرفش پافشاری کنه می شه طخس(حالا هر دیکته ای که من نمی دونم)

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 20:52

تهاجم فرهنگی فقط اونجا که رفتم بقال(سوپر مارکت نه)می گم دونخ سیگار بده کارگر افغانی بقالی می گه دو نخ دو نخ سیگار می کشی؟ من مادر بزرگمم قلیون می کشید  قبل از ورود افغان ها به کشورادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 20:52

همون شرایط نه غذا نه خواب نه ...

هر روز وسط،خواب بیدارت کنن یه ربع بدویی

بعد دو ساعت پر استرس ترین کار روزتو انجام بدی بعد هفت ساعت کار مداوم

بعد یاد نگرانیات بیفتی

بعد با تنها کسی که درد دل کنی هیچ وقت جوابی ازش نشنوی

شکم ما رو سیر کن ما شاعر می شیم عاشق می شیم

فعلا ما فقط داریم یاغی می شیم

ما که می گم خیلی مردم همیننا

زمینه های یاغی گری خیلی زیاد

من دارم می بینمشون

تازه من جزو قانع ترینام

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 20:52

اگه می دونستید امشب شب آخره به کی ابراز علاقه می کردید؟

به کسی که نیست..

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 20:52

بدجور انگار که قرار بود یه اتفاق خوبی بیفته و نیفتاده انگار که تو دهن دیو تاریکی اسیر شدم... هیچ وقت جملات رو نادیده نگیر انگار ه دیوه بختمونو بسته هیچ کس خوشحال نیست  هیچ کس خوشحال ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 20:52

وقتی حرفی برای گفتن نداری چیزی برای اضافه کردن به دنیا نداری اما حرف داری من زندگی رو واگذار کردم خودم رو درش غرق کردم اما همین ها هم گفتن داره تقصیر من نیست که دنیام کلیشه ای شده که تکراریه باز درد دل دارم توی کما هستم اما شنفتن دارم همین کلیشه ها دنیای منه من هیچ وقت برتر نبودم همیشه دنبال برتری بودم تا باختم حداقل خوب هم نبودم من هر روز خودم رو قضاوت می کنم و هر روز می بازم من هر روز نمی فهمم اما هنوز شنفتن دارم من دیگر شکفتنی ندارم گلی در کار نیست فقط بودن دارم فقط هستم مثل یک لالایی گوش کن حرف کسی رو که هرگز نفهمید هرگز برتر نبود سیاهی لشکر دنیا خودشم فهمید حتی دستمزدشم کافی نبود...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 20:52

هنوز یه تفریح تو دنیا هست که منو خوشحال می کنه

فیلم دیدن....

من خیلی سختمه جواب بهضی کامنتا رو بدم

کلا تو بلاگفا و از نظر فنی می گم

اما به جوابی که باید بدم فکر می کنم بیشتر سخت می شه

اما از بعضی کامنتا خوشم میاد

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 20:52

درباره وبلاگ

مثل خیلی های دیگه حرف دل می نویسم.نه! افکارم رو هم بهش اضافه کنید.فکر کنم گاهی خاطرات روزانه هم بنویسم .کلا" می نویسم!
راستی لینک نکنید که لینک بشید چون لینک نمی کنم
هر کس رو که از وبلاگش خوشم لباد لینک می کنم فقط


برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 14:07

درباره وبلاگ

مثل خیلی های دیگه حرف دل می نویسم.نه! افکارم رو هم بهش اضافه کنید.فکر کنم گاهی خاطرات روزانه هم بنویسم .کلا" می نویسم!
راستی لینک نکنید که لینک بشید چون لینک نمی کنم
هر کس رو که از وبلاگش خوشم لباد لینک می کنم فقط


برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 14:07

شب با ماشین بری دور دور سیگار نکشی؟

پس واسه چی شب بری بیرون؟

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 14:07

درد از آنجا آغاز می شود که می فهمی خودت کردی یار را رهاندی آخ درد درد درد دیگر بر نمی گردد مسخره به نظر می آید؟ هنوز نسوخته ای درد وقتی بیشتر می شود که می دانی هرگز برنمی گردد درد وقتی تمام نمی شود که نمی توانی خودت را ببخشی حتی رویا را از تو می گیرد حتی در خوابت هم خوشحال نخواهی بود روزی ایا می شود خوشحال شوی؟ خیلی درد است که بهد از او هم هیچ وقت هیچ چیزی نمی شوی اعرف تو فقط درد می شوی درد می فهمی درد انقدر درد می کشی که بمیری و رها می شوی بالاخره روزی رها می شوی ارام بخوان انقدر عجله نکن بیرون از اینجا درد در انتظارت است کجا می خواهی بروی؟ تا به حال درد را اینگونه لمس نکرده بودم درد و آتش آمیخته به همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا حکیمی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 14:07

صفحه بندی